بستن پنجره
فرادرس - مجموعه آموزش‌های ویدئویی  مهندسی کامپیوتر - طراحی الگوریتم - ساختمان داده
بستن پنجره     از آخرین نوشته‌ها

»    مسابقه‌ی برنامه‌نویسی آنلاین Educational Codeforces Round 20

»    مسأله‌ی Encrypted SMS

»    ویدئوهای آموزشی کلاس Programming Challenges  

بستن پنجره
وبگاه
این صفحه
اشتراک‌گذاری در LinkedIn     Cloob     اشتراک‌گذاری در Twitter
اشتراک‌گذاری در Facebook     ارسال با Telegram     Google Plus
بستن پنجره
وبگاه     این صفحه
اشتراک‌گذاری در LinkedIn     Cloob     اشتراک‌گذاری در Twitter     اشتراک‌گذاری در Facebook     ارسال با Telegram     Google Plus

مسأله‌ی اعداد اردوش

[برو به فهرست نوشته‌ها]
        بررسی مسأله‌ی اعداد اردوش (Erdos Numbers)  یا فاصله‌ی همکاری اردوش از سوالات آمادگی مسابقات برنامه‌نویسی

مسأله

    پل اردوش (اردیش - Paul Erdős ) ریاضیدان مشهور و برجسته‌ی قرن بیستم است که تا پایان عمر خود تلاش گسترده‌ای برای انتشار مقالات علمی داشت و همکاری با وی در انتشار مقاله یک افتخار بزرگ برای هر ریاضیدان محسوب می‌گردد.

    با توجه به آنکه همکاری با ایشان برای هر کس ممکن نبود، تلاش می‌کردند با نفراتی در انتشار مقاله‌ی علمی همکاری کنند که با این دانشمند بزرگ مقاله داشتند. این رویکرد باعث پدید آمدن عدد اردوش (Erdős number)  یا فاصله‌ی همکاری اردوش شد؛ یعنی برای نویسندگانی که به صورت مستقیم با ایشان همکاری داشتند عدد 1  و برای کسانی که با این نفرات مقاله داشتند عدد 2  نسبت داده شد و ارتباطات دورتر نیز به همین ترتیب با اعداد طبیعی بعدی مشخص شدند.

ادامه ...

الگوریتم دایکسترا

[برو به فهرست نوشته‌ها]
        آشنایی با الگوریتم دایکسترا برای یافتن کوتاهترین مسیر تک‌مبدأ در گراف وزن‌دار بدون یال منفی با قطعه کد به زبان ++C

الگوریتم دایکسترا (دیکسترا، دایجسترا - Dijkstra)  یک راهکار حریصانه برای یافتن کوتاهترین مسیر از مقصد ثابت (تک منبع) به سایر گره‌های گراف وزن‌دار است. این گراف می‌تواند معرف مسیرهای یک شهر و تقاطع‌های آن باشد که انبار شرکت در یک گره آن قرار داشته و هدف یافتن کوتاهترین مسیر به هر محل دیگر از این انبار است. طبیعتا این الگوریتم در یافتن کوتاهترین مسیر بین دو گره مشخص نیز کاربرد دارد. تنها شرط لازم برای استفاده از این الگوریتم نامنفی بودن وزن یال‌های گراف است.

    الگوریتم دایکسترا به صورت حریصانه عمل کرده و در تکرارهای متوالی طول کوتاهترین مسیر از مبدأ به یکی از گره‌های گراف را به دست می‌آورد. در این الگوریتم از سه مجموعه استفاده می‌شود:

ادامه ...

روش حریصانه

[برو به فهرست نوشته‌ها]
        آشنایی با روش حریصانه و کاربردهای آن مانند مسأله‌ی خرد کردن پول

روش حریصانه (Greedy)  یکی از روش‌های مشهور و پرکاربرد طراحی الگوریتم‌ها است که با ساختاری ساده در حل بسیاری از مسائل استفاده می‌شود. این روش اغلب در حل مسائل بهینه‌سازی استفاده شده و در پاره‌ای مواقع جایگزین مناسبی برای روش‌هایی مانند برنامه‌ریزی پویا است. در حالت کلی این روش سرعت و مرتبه‌ی اجرایی بهتری نسبت به روش‌های مشابه خود دارد؛ اما متناسب با مسأله ممکن است به یک جواب بهینه‌ی سراسری ختم نشود.

    در روش حریصانه رسیدن به هدف در هر گام مستقل از گام قبلی و بعدی است. یعنی در هر مرحله برای رسیدن به هدف نهایی، مستقل از این که در مراحل قبلی چه انتخاب‌هایی صورت گرفته و انتخاب فعلی ممکن است چه انتخاب‌هایی در پی داشته باشد، انتخابی که در ظاهر بهترین انتخاب ممکن است صورت می‌پذیرد. به همین دلیل است که به این روش، روش حریصانه گفته می‌شود. زمانی که یک دزد عجول و حریص وارد خانه‌ای می‌شود، در مسیر حرکت خود هر وسیله و کالای با ارزشی را داخل کیسه می‌اندازد. وی در این حالت چندان توجهی نمی‌کند که چه اشیائی را قبلا برداشته و ممکن است در آینده چه اشیاء گرانبهاتری به دست آورد. او در هر گام تنها از بین اشیاء دم دست خود با ارزش‌ترین آن را انتخاب کرده و به وسایل قبلی اضافه می‌کند.

ادامه ...

ضرب زنجیره‌ای ماتریس‌ها

[برو به فهرست نوشته‌ها]
        بحث در مورد ضرب زنجیره‌ای ماتریس‌ها و روش پیاده‌سازی الگوریتم پرانتزبندی بهینه‌ی آن با روش تقسیم و حل و روش برنامه‌نویسی پویا

مسأله‌ی ضرب زنجیره‌ای ماتریس‌ها و پرانتزبندی بهینه‌ی آن یکی از مثال‌های مشهور کاربرد برنامه‌نویسی پویا در حل مسائل بهینه‌سازی است.

    فرض کنید قصد داریم حاصلضرب عبارت ماتریسی $ A_{3 \times 7} \times B_{7 \times 8 } \times C_{8 \times 4} $  را محاسبه کنیم. می‌دانیم که ضرب ماتریس‌ها خاصیت شرکت‌پذیری داشته، اما خاصیت جابجایی ندارد. بنابراین رعایت ترتیب ضرب آنها مهم است. پرانتزبندی‌های مختلف ضرب ماتریس‌ها حالت‌های مختلف محاسبه آن را به ما می‌دهند:

      

\[1: A \times (B \times C) \]

\[2: (A \times B) \times C \]

      

    در حالت اول ابتدا B  در C  ضرب شده و سپس حاصل آنها در A ضرب می‌شود؛ و در حالت دوم ابتدا A  و B  در هم ضرب شده و سپس نتیجه در C  ضرب می‌شود. حال سوال این است که آیا این پرانتزبندی‌ها تفاوتی با هم دارند؟

ادامه ...